علت نامگذاری ماه های ایرانی

 


وهومن (بهمن )منش پاک ِاندیشه پاک نام یکی(اولین) از امشاسپندان می باشد.
در اوستا وهبهمء وهو به معنی خوب و نیک ،و منه از ریشه من که در پهلوی منشن و منیتن آن آمده است و در فارسی منش شده است. این ریشه دراوستا و فرس هخامنشی به معنی اندیشیدن و شنن ومنه در پهلوی وهومن و در فارسی وهمن یا بهمن است.این واژه مرکب است از دو جزاختن و به یاد آوردن و دریا فتن است.
مظهر اندیشه نیک و خرد و دانایی خداوند است.بهمن همان امشاسپند بزرگ است که روان اشو زرتشت را به پیشگاه مزدا اهورا راهنمایی کرد. وهومن به انسان منش نیک آموزش می دهد.
گل یاسمن سفید ،رنگ سفید،خروس سفید نشا نه های جسمانی (زمینی) وهومن می باشد.


اشا و هیشت (اردی بهشت )راستی ودرستی نام یکی دیگراز(دومین) امشاسپندان می باشد.
در اوستا اشا و هیشت ،درپهلوی ارت وهیشت و در فارسی اردی بهشت است.جزء اولی کلمه" اشا" از جمله لغاتی است که معنی آن بسیار گسترده است:راستی ودرستی،سپنتایی(تقدس)،قانون وآیین ایزدی،پاکی .جزء دیگر این واژه که " وهیشت " باشد صفت تفضیلی است یعنی بهترین.پس معنی آن بهترین راستی ودرستی است. در عالم روحانی نماینده صفت راستی و درستی وپاکی و سپنتایی مزدا اهورا است و در عالم مادی نگهبانی آ تش . " قانون اشا : قانون راستی و هنجار هستی در هر دو بخش گیتی و مینو"
گل مرزنگوش ویژه اوست.


وهوخشترا(شهریور)شهریاری وکشور نام یکی دیگراز(سومین) امشاسپندان می باشد.
در اوستا " خشترو ییریه" ،در پهلوی خشتریور و در فارسی شهریور می گویند.جزءاول این واژه به معنی شهریاری وکشور آمده است.کلمه شهراز" خشتر" آمده و در قدیم نیز از خود کلمه شهر ،مملکت اراده می شد. جزء دوم این کلمه صفت است به معنی آرزو شده که از " ور" مشتق شده.
شهریوررا به کشور آرزو شده یا سلطنت مطلوب می توان ترجمه کرد. بسا در اوستا از شهریور کشور جاودانی مزدا اهورا ،سرزمین فنا ناپذیر و بهشت برین اراده گردیده است؛آنجا که مقام خود اهورا است و انسان باید چنان زندگی کند که پس از مرگ شایسته این مملکت باشد.
شهریور سومین امشاسپندان می باشد و در عالم روحانی نماینده سلطنت ایزدی ، فر و توانایی خداوند و شهریاری مطلق مزدا اهورا است.در جهان مادی نگهدار فلزات و دستگیری فقرا (به کار بردن نیک دارایی و دستگیری نیازمندان)


سپنتا آرمیتی(سپندارمذ)پاکی،فروتنی و محبت نام یکی دیگراز(چهارمین) امشاسپندان می باشد.
سپندارمذ را در پهلوی سپندارمت ،در اوستا سپنتا آرمیتی ودر فارسی سپندارمذ، سپندارمد، اسپندارمد، اسپندارمذ ،سفندارمذ گویند. یکی از امشاسپندان جاودانی مونث است.مظهر پاکی،فروتنی ، محبت،عشق،خلوص،فروتنی وپارسایی اهورا مزدا است و در عالم مادی نگهبانی زمین و زنان نیک با اوست. پنجمین روز ماه از آخرین ماه سال موسوم به جشن اسفندگان است.
روز سپنتا آرمیتی(سپندارمذ)در اسفند ماه روز زن یا مادر است.
بید مشک گل مخصوص سپنتا آرمیتی است.


هَوروَتات(خرداد)رسایی و کمال نام یکی دیگراز(پنجمین) امشاسپندان می باشد.
خرداد نماینده رسایی و کمال، دانش مزدا اهورا است و در گیتی به نگهبانی آب گماشته شده است.صورت اوستایی خرداد " هَوروَتات" است که هَورو صفت است به معنی رسا ،همه،درست،تمام و کمال و جزء دوم یعنی داد یا دات به معنی قانون ،عدل ارتباطی ندارد بلکه پسوند است که به انجام برخی ازواژها مانند ارشتات (راستی)و تات (درستی)و اوپرتات (برتری) می پیوندد.


'''امرداد''' نام ششمین و به عبارتی آخرین امشاسپندان است.
چرا که امشاسپندان به معنایی مقدسان بی مرگ یا جاودانان مقدس معنی می شوند و همه فروزگان اهورامزدا هستند
با سپری کردن این گام ها و دریافت فروزه های هر یک از این امشاسپندان و یاری آنها فرد اشه با بالهای خرد و عشق – آسنو خرثو(خرد ذاتی) و گوشو سرود خرثو(خرد اکتسابی یا گوشی)- به گروسمان(بالا ترین طبقه آسمان) خواهد رسید.
امرداد این واژه به اشتباه مرداد یعنی مرگ ومردن خوانده شده درصورتی که صحیح آن " امرداد "یعنی جاودانی و بیمرگی است.این واژه مشتق از سه جزء اَ به معنی نفی ،دومی از ریشه مَر به معنی مردن و جزء سوم تات پسوند است.این نام در اوستا به ویژه سرودها صفتی است از برای مزدا اهورا ،مظهر زوال ناپذیری و پایندگی.
اما در جهان خاکی نگهبانی و سرپرستی گیاه با اوست و همیشه با امشاسپند هَوروَتات یا خرداد ،نگهبان آب همراه است(سعادت و نجات – کمال و جاودانی)

 

/ 4 نظر / 365 بازدید
alnilam

سلام سال نو با تاخیر مبارک ممنونم از تبریکتون موفق باشید[گل]

نسرین

ما تکیه داده نرم به بازوی یکدیگر در روحمان طراوت مهتاب عشق بود سرهایمان چو شاخه سنگین ز بار و برگ خامش بر آستانه محراب عشق بود من همچو موج ابر سپیدی کنار تو بر گیسویم نشسته گل مریم سپید هر لحظه میچکید ز مژگان نازکم بر برگ دستهای تو آن شبنم سپید گویی فرشتگان خدا در کنار ما با دستهای کوچکشان چنگ میزدند درعطر عود و ناله ی اسپند و ابر دود محراب را زپاکی خود رنگ میزدند پیشانی بلند تو در نور شمع ها آرام و رام بود چو دریای روشنی با ساقهای نقره نشانش نشسته بود در زیر پلکهای تو رویای روشنی من تشنه صدای تو بودم که میسرود در گوشم آن کلام خوش دلنواز را چون کودکان که رفته ز خود گوش میکنند افسانه های کهنه لبریز راز را آنگه در آسمان نگاهت گشوده گشت بال بلور قوس قزح های رنگ رنگ در سینه قلب روشن محراب می تپید من شعله ور در آتش آن لحظه درنگ گفتم خموش آری و همچون نسیم صبح لرزان و بی قرار وزیدم بسوی تو اما تو هیچ بودی و دیدم هنوز در سینه هیچ نیست به جز آرزوی تو

برج ایران

به نام خداوند جان و خرد روزگار غریبی است نازنین دهانت را می بویند مبادا گفته باشی « ایران » !!! هم میهنان ارجمند در راستای مبارزه با سیاست های ضد ایرانی برخی از مسوولان ــ که نان ایران را می خورند و سنگ بیگانگان را به سینه می کوبند ــ از این پس به دلیل غیر ایرانی بودن واژه ی « میلاد » ، برج میلاد را ، برج ایران می نامیم . اگر ایرانی هستید و به ایرانی بودن خود می بالید ، این پیام را به گوش همه ایرانیان برسانید . پاینده ایران ایدون باد ؛ ایدون تر