آشنایی با شعر، استاد شفیعی کدکنی

بسمه رب الشهدا و الصدقین: من خیلی دیر با شعر آشنا شدم شاید بشه گفت 13 یا 14 سالگی.قبل از ان زمان من خیلی رمان می خواندم خیلی، و عاشق پوشکین و تولستوی و آندریف و.... کلا ادبیات روسیه بودم تا اینکه یک روز یک عزیزی شعر : عقل بند رهروان و عاشقان است ای پسر.................بند بشکن ره عیان اندر عیان است ای پسر. را برایم خواند پرسیدم: از کدام کتاب است؟ گفت دیوان شمس مولوی.من همان روز رفتم و این دیوان را خریدم و واقعا یک ماه تمام هرجا که می رفتم این کتاب با من بود.مخصوصا اینکه گزیده ای بود از اشعار دیوان شمس مولانا به تصحیح دکتر شفیعی کدکنی.من تا ان روز اسم شفیعی را فقط از چند نفر شنیده بود و حقیقتا هیچ آشنایی با اشعار و کتاب های ایشان نداشتم.با همان کتاب بود که من با شفیعی و آثارش آشنا شدم.شفیعی علاوه بر اینکه مقالاتی بی نظیر در مورد عرفان و مولانا و....دارد یک شاعر بی نظیر در عرصه شعر معاصر است که من اگر بخواهم سه شاعر در شعر معاصر نام ببرم که شعرهایشان متاثر از فرهنگ غرب و غرب زدگی نیست( البته به نظر خودم) بی شک یکی از آنها شفیعی است( و اون دو نفر دیگر یکی مرحوم فریدون مشیری و دیگری روانشاد یدالله بهزاد است).چیزی که در شعر شفیعی مشهود است حس وطن پرستی و ناسیونالیم گرایی این بزرگ مرد است.

این مقدمه کلی را گفتم تا به این نکته برسم که ما نباید در مورد چیزی که اطلاع چندانی نداریم قضاوت کنیم. امروز سرکلاس  یکی از اساتیدی بودیم که من به ایشان خیلی ارادت دارم فرمود که شفیعی کدکنی فردی است که غرب زده است و حتی برای سربازان افریقا شعر گفته است اما برای ایران و جنگ تحمیلی شعری نگفته است، و مضمون شعرهایش هنوز در کوچه باغ های نیشابور باقی مانده  است!!!!!.ایشان درمورد سهراب سپهری هم گفنتد که این فرد دارای عرفان التقاتی است و در طی سفرهایی که به هند و... داشته عرفان های هند و چین و نقاط دیگر را با هم مخلوط کرده و عرفان جدیدی را به وجود آورده.ایشان همچنین در مورد فروغ فرخزاد هم فرمودند:این شاعره با طرز تفکری که در شعرهایش نمایان است باعث انحطاط فکری جوانان ما می شود.در مورد شفیعی هرچند که یکی از دوستان همان زمان سرکلاس از استاد شفیعی دفاع کرد اما من واقعا ناراحت شدم که اینگونه یه این فرد توهین شد. حالا اگر صحبت ایشان در مورد سهراب سپهری و فروغ فرخزاد را بپذیریم ( که به نظر من هم پذیرفتنی بود) در مورد شفیعی این حرف پذیرفتنی نیست.شفیعی فردی است که در زمان جنگ شعر هایی را سرود که در همان زمان توسط رزمندگان زمزمه می شد و با سرودن اشعار مختلف به رزمندگان روحیه می داد.مانند شعر:

نفسم گرفت ازین شب،در این حصار بشکن

                                                در این حصار جادویی  روزگار بشکن

چو  شقایق، از دل سنگ ، برآر رایت خون

                                           به جنون،صلابت صخره کوهسار بشکن

تو که ترجمانِ  صبحی، به ترنّم و ترانه

                                          لبِ زخم دیده بگشا،  صف انتظار بشکن

"سر آن ندارد امشب که برآید افتابی؟

                                      تو خود آفتابِ خود باش و طلسمِ کار بشکن

بسُرای تا که هستی که سرودن است بودن

                                              به ترنّمی دژِ وحشتِ این دیار بشکن

شبِ غارت تتاران،همه سو فکنده سایه

                                          تو به آذرخشی این سایۀ دیوسار بشکن

ز برون کسی نیاید چو به یاری تو، اینجا،

                                             تو ز خویشتن برون آ، سپهِ تتار بشکن

 

/ 3 نظر / 34 بازدید
آزاد

سلام دوست گرامی ، با یک مطلب جدید پیرامون تبلیغات درج شده در فیس بوک به روز هستم . اگر فرصت داشتیم خوشحال می شوم یک سری بزنید . پیروز و سربلند باشید ،

یه قلخانباز دیگه

با سلام .شما تونستید ریشه فامیلی تون رو پیدا کنید چطور شده در حالی که اکثر قلخانباز ها کرد هستند گویا ریشه ی فامیلیشون ترکی یه؟اکه اطلاعاتی در این باره دارید به منم اطلاع بدید .سپاسگذارم

یه قلخانباز دیگه

باسلام. من جواب شمارو دقیقا نفهمیدم . من هم همدانی هستم و البته تویسرکانی. شمارو نمی دونم اما تقریبا همه ی قلخانبازهای تویسرکان کرد و بقیه لک هستند و این برای من جای سواله که چرا ریشه فامیلیشون ترکیه ؟برام مهم اینه که بدونم اصل و نسب مون به کحا برمی گرده .موفق باشید